چرند و پرندیات! |
|
درباره وبلاگ
![]() سپيده... از يه گوشه ي تهران به اين گندگي!
تجربم,يه تجربه ي تازه و جديد و جالب تو وبلاگ نويسيه... از همه اينا گذشته,مرسي اومدي! منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
زال و رودابه!
توضیحات: ۱-همسر سام زال را به دنیا میاورد,وقتی زال به دنیا میاید موی سر و تنش سفید است! 2-سام از شرمندگی اطرافیان زال را در کوهی رها میکند! اما از به سیمرغی وحی میشود که زال را در پر و بال خود نگه دارد تا جوانی شایسته شود. 3-شبی سام خواب میبیند که کسی نزد وی امده و میگوید حالا که مویت سفید شده باید تورا هم در کوهی رها کنیم! سام از وحشت به کوهی که زال را در ان رها کرده میرود و اورا نزد خود باز میگرداند! 4-زال و محراب(حاکم کابل و از نوادگان ضحاک) با هم حرف میزدند که وقتی صحبت رودابه دختر محراب به میان میاید : ز بالا و دیدار و اهستگی ز بایستگی هم ز شایستگی دل زال یکباره دیوانه شد خرد دور شد عشق فرزانه شد 5-وقتی سام از زال برای سیندخت همسرش میگوید,رودابه پنهانی گفت و گو را میشنود و عاشق و دلباخته ی زال میشود! 6- رودابه کنیزان را نزد زال میفرستد و زال به دیدن رودابه میاید 7-سیندخت و محراب بر عشق رودابه به محراب خشم میگیرند,چون از حمله ی سام میترسند! خب پیوند بین نواده ی ضحاک و فریدون جایز نیست! 8-سام نامه ای به زال میدهد تا ان را نزد منوچهر شاه ببرد. سام خودش این پیند را پذیرفته و حالا نوبت اجازه ی منوچهر شاه است! 9-وقتی منوچهر نامه را میخواند از ستاره شناسان کمک میخواهد تا عاقبت این پیوند را ببیند! همه چیز خوب است و ... حالا ازدواج زال و رودابه و هفت شبانه روز رقص و پایکوبی! خوشبخت باشید! پ.ن:اثرات تحقیقات کلاس ادبیاته پ.ن2:نقاشیارو خودم کشیدماا! پ.ن3:مرسی که خوندیش! |+| نوشته شده توسط 3pide در | موضوع: |
|
|