چرند و پرندیات! |
|
درباره وبلاگ
![]() سپيده... از يه گوشه ي تهران به اين گندگي!
تجربم,يه تجربه ي تازه و جديد و جالب تو وبلاگ نويسيه... از همه اينا گذشته,مرسي اومدي! منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
دهان بسته سرم در بازوانی این چنین خسته هوایم با هوای سرد پاییزی,پیوسته غروری از درون جسته به افاق یا افق آرام پیوسته همه فکرم به نادانی شبنم های برگ گل نمیداند کدامین راه بی سوق,بی لغزش همان راهست کو خواهد * منم شادم منم سرزنده شادابم منم کاین زندگی را خوب میبینم صدا,آواز اورا بهترین مقصود میدانم * نمیدانم پس این سردرگمی هایم برای چیست؟! مگرنه زندگی و من همانست و همانستم که پندارم؟
خودم از این خوشم اومد...
|+| نوشته شده توسط 3pide در | موضوع: |
|
|